حسين علوى مهر
73
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
وجوب دارد . توضيح اين كه كفار بالاى هر يك از دو كوه صفا و مروه ، بتى قرار داده بودند [ آنها قبل از آيين اسلام برنامههاى عبادى ويژه كه برخى از آنها مانند طواف با حالت عريان و بسيار مسخره آميز بوده داشتهاند ، از جمله اين كه در صفا و مروه به سمت اين بتها حركت مىكردند ] بعد از ظهور اسلام و پس از صلح حديبيه كه مكه را در اختيار داشتند و چند روزى مكه را براى عبادت در اختيار مسلمانان قرار دادند عمل رفت و آمد بين صفا و مروه را انجام مىدادند . لذا مسلمانان با مشاهدهء اين عمل كفار ، از انجام دادن سعى بين صفا و مروه اكراه داشتند . بدين جهت آيه نازل شده كه سعى بين صفا و مروه اشكال ندارد ، و جزئى از مناسك حج است نه اين كه مستحب باشد . از ابن عباس و ديگر مفسران پيشين نيز مشاهده مىشود كه گاه و بىگاه در تفسير آيهاى ، از ديگر آيات قرآن كمك مىگرفتند ؛ تا اين كه در قرن هشتم ابن تيميه ( متوفا 728 ه ) رسما و به عنوان يك نظريه مىگويد كه بهترين روش تفسيرى ، تفسير قرآن به قرآن است . حجيت ظواهر قرآن تفسير قرآن به قرآن در صورتى صحيح است كه ظواهر قرآن و آيات حجت باشد ، چرا كه اگر از ظواهر قرآن نتوان برداشت كرد اساس روش تفسيرى فوق از كار خواهد افتاد . جهت روش شدن حجيت ظواهر يا عدم حجيت آن به سه ديدگاه مىتوان اشارت نمود : 1 . عدم حجيت ظواهر به طور مطلق . اين ديدگاه منسوب به اخباريون است . 2 . حجيت ظواهر به طور مطلق . اين ديدگاه متأخران ، و منسوب به مرحوم شيخ انصارى ، آخوند خراسانى ، ميرزاى نائينى رحمهم اللّه و . . . است . 3 . قول به تفصيل : بدين معنا كه ظواهر قرآن نسبت به كسانى كه مقصود به افهام و مخاطب قرآن بودهاند حجت است ، اما نسبت به غير مقصودين به افهام و غير مخاطبين حجيت ندارد ، اين ديدگاه منسوب به صاحب معالم و ميرزاى قمى - رحمها اللّه - است . و روشن است كه تنها بنابر ديدگاه دوم ، روش تفسير قرآن به قرآن صحيح است . اين گروه